دست قسمت انتهایی اندام فوقانی است و از یک کف پهن و پنج انگشت ساخته شده است. اسکلت کف دست را استخوانهای متاکارپ و اسکلت انگشتان را استخوانهای فالانکس میسازند. هر انگشت سه بند پروگزیمال و میانی و انتهایی دارد و فقط شست دو بند دارد.
دست سه گروه مفصل دارد. مفصل متاکارپوفالانژیال بین متاکارپ و بند پروگزیمال قرار میگیرد، مفصل اینترفالانژیال پروگزیمال بین بند پروگزیمال و میانی است و مفصل اینترفالانژیال دیستال بین بند میانی و انتهایی. رباطهای جانبی و ولار پلیت این مفاصل را در برابر حرکت غیرطبیعی مهار میکنند.
عضلات دست به دو گروه بیرونی و درونی تقسیم میشوند. عضلات بیرونی در ساعد قرار دارند و تاندونشان به دست میرسد و عضلات درونی در خود کف دست جای گرفتهاند. گروه تنار و هیپوتنار و بیناستخوانی و لومبریکال زیرمجموعههای عضلات درونی هستند.
هر انگشت دو تاندون خمکننده در سطح کف دستی و یک تاندون بازکننده در سطح پشتی دارد. تاندونهای خمکننده از تونلهایی به نام پولی عبور میکنند که آنها را نزدیک استخوان نگه میدارد. زیر پوست کف دست هم لایهای محکم به نام آپونوروز کف دستی قرار دارد که فضاهای بستهی کف دست را از هم جدا میکند.
خونرسانی دست از شریانهای رادیال و اولنار و دو قوس شریانی سطحی و عمقی تامین میشود. سه عصب رادیال و مدیان و اولنار حس و حرکت دست را کنترل میکنند. ناخن هم بخشی از مجموعهی انتهای انگشت است که از نوک انگشت محافظت میکند و از ماتریکس زیر چین پوستی رشد میکند.
کلیات آناتومی دست
در این مقاله آناتومی دست از استخوانهای متاکارپ به بعد بررسی میشود. ساختار مچ دست و ردیف استخوانهای کارپ موضوع جداگانهای است و در مقالهی آناتومی مچ دست شرح داده شده است.
دست قسمت انتهایی اندام فوقانی است و تشکیل شده از یک کفی پهن (کف دست Palm) و پنج انگشت Digit. در انتهای کف دست چهار انگشت قرار گرفته که میتوانند روی کف دست خم شده و توانایی گرفتن Grasping را به انسان بدهند.

انگشت نزدیک شست انگشت دوم است و به آن انگشت اشاره Index finger هم میگویند. انگشت وسطی Middle finger ، انگشت سوم یا بلندترین انگشت دست است. انگشت چهارم انگشت حلقه یا انگشتری Ring finger است و انگشت پنجم انگشت کوچک Small finger است.
شست یا انگشت اول به کناره کف دست متصل شده و مهمترین انگشت دست است. شست در مقابل چهار انگشت دیگر قرار میگیرد و تقریبا در همه کارهایی که با دست انجام میدهیم شرکت میکند.
شست از نظر عملکردی مهمترین انگشت دست است. مهمترین نقص عملکردی در فلج عصب مدیان، از دست رفتن حرکت مقابلهی شست است و به همین دلیل بازگرداندن همین حرکت هدف اصلی جراحیهای ترمیمی در فلج عصب مدیان است.
در یک مطالعه بر روی 10 بیمار با فلج ایزولهی عصب مدیان و میانهی سن 29 سال، در 9 نفر انتقال تاندون اکستانسور ایندیسیس انجام شد. 6 بیمار نتیجهی عالی و 3 بیمار نتیجهی خوب گرفتند و میانهی زمان بازگشت به کار 2.75 ماه بود.

هر انگشت از سه بند تشکیل شده است. بند انتهایی یا دیستال Distal بندی است که ناخن بر روی آن قرار گرفته است. بند وسط را بند میدل Middle هم میگویند و بندی که به کف دست متصل میشود را بند پرگزیمال Proximal مینامند. شست از دو بند تشکیل شده و بند وسط ندارد.
آناتومی دست. استخوان ها
قسمت مرکزی دست استخوان های آن است و تمام عناصر دیگر بر روی استخوان ها سوار میشوند. پس معمولا بررسی آناتومی دست مانند آناتومی هر قسمت دیگر بدن با بررسی استخوان های آن شروع میشود.
در کف دست انسان پنج استخوان دراز به نام متاکارپ Metacarp وجود دارد و هر انگشت سه استخوان دارد بجز شست که از دو استخوان تشکیل شده است. به استخوان های انگشت، فالانکس Phalanx میگویند. هر متاکارپ و هر فالانکس از سه قسمت سر، تنه و قاعده درست شده است.
در بعضی از نقاط کف دست استخوان های گرد کوچکی با نام استخوان های سزاموئید Sesamoid bones وجود دارد که در مسیر تاندون ها قرار گرفته و کارایی آنها را بیشتر میکنند. تعداد این استخوان های سزامویید در دست افراد مختلف متفاوت است.
در مجموع دست انسان 27 استخوان دارد: 8 استخوان مچ، 5 استخوان متاکارپ و 14 استخوان فالانکس. تعداد استخوانهای سزاموئید ثابت نیست و در افراد مختلف بین 2 تا 5 عدد متغیر است، پس کسی که سزاموئیدها را هم بشمارد به عددی بیشتر از 27 میرسد.
شکستگی این استخوانها شایع است. شکستگی بندهای انگشتان در مقالهی شکستگی انگشت دست و شکستگی استخوانهای شست در مقالهی شکستگی شست بررسی شده است.


بیشتر بخوانید: آناتومی مچ دست · سندروم تونل کارپال · پارگی تاندون انگشت دست
آناتومی دست. مفاصل
مهمترین کارکرد دست حرکات آن است که در نتیجه عملکرد مفاصل ایحاد میشود. در بررسی آناتومی دست باید مفاصل آن را خوب بشناسیم.
دست سه نوع مفصل دارد
- مفاصل متاکارپوفالانژیال Metacarpophalangeal joints که بین استخوان های متاکارپ و استخوان های بند پرگزیمال انگشتان واقع شده اند
- مفاصل اینترفالانژیال پرگزیمال joints Proximal interphalangeal که بین بند های میانی و پرگزیمال انگشتان قرار گرفته اند
- مفاصل اینترفالانژیال دیستال Distal interphalangeal joints که بین بند های وسطی و انتهایی انگشتان هستند


روی استخوان ها را در محل مفصل غضروف پوشانده است و دور تا دور مفصل بوسیله پرده بافتی به نام کپسول مفصلی پوشیده شده است.
آناتومی دست. سطوح و حرکات
دست سطوح و حرکات متعددی دارد و جزء مهمی از بررسی آناتومی دست مطالعه این سطوح و حرکات است.
دست ( کف دست و انگشتان) دو سطح دارد.
- سطح ولار Volar یا کف دستی یا پالمار Palmar یا قدامی یا آنتریور Anterior که در طرفی است که کف دست قرار گرفته و مو ندارد
- سطح دورسال Dorsal یا پشت دستی یا پوستریور Posterior که در طرفی است که پشت دست قرار گرفته و مو دارد.
حرکات شست و دیگر انگشتان دست در شکل های زیر نشان داده شده است.












آناتومی دست. عضلات
در مطالعه آناتومی دست بررسی عضلات آن بسیار مهم است.
عضلاتی که موجب حرکات انگشتان دست میشوند را به دو دسته بیرونی یا اکسترنسیک Extrensic muscles و عضلات درونی یا اینترینسیک Intrinsic muscles تقسیم بندی میکنند.
عضلات بیرونی آنهایی هستند که در ساعد قرار گرفته اند ولی تاندون آنها از مچ دست عبور کرده و به انگشتان متصل شده و موجب حرکت آنها میشوند و عضلات درونی آنهایی هستند که در کف دست قرار گرفته اند.
قدرت گرفتن یا Grip strength شاخص استانداردی برای سنجش کارکرد مجموع عضلات دست است. این قدرت در جوانی تقریبا ثابت میماند، بعد به اوج میرسد و از میانسالی به سالمندی با سرعت بیشتری کاهش پیدا میکند.
در بزرگترین بررسی جهانی قدرت گرفتن دست که 100 مطالعه و 2,405,863 بزرگسال از 69 کشور را کنار هم گذاشت، قدرت گرفتن در سنین 30 تا 39 سالگی به اوج میرسد. میانگین آن در این سن 49.7 کیلوگرم در مردان و 29.7 کیلوگرم در زنان است و در میانسالی افت این قدرت در مردان کمی بیشتر از زنان است.
عضلات درونی یا اینترنسیک دست
عضلات درونی یا اینترینسیک چهار دسته اند
عضلات تنار Thenar muscles این عضلات برجستگی کف دست که نزدیک شست است را میسازند.
عضلات هیپوتنار Hypothenar muscles این عضلات برجستگی کوچکتر کف دست در طرف انگشت کوچک را میسازند.
عضلات بین استخوانی یا اینتراوسئوس Interosseous muscles اینها هفت عضله کوچک هستند که در بین استخوان های متاکارپ قرار گرفته اند و وظیفه آنها دور کردن و نزدیک کردن انگشتان نسبت به یکدیگر است.
عضلات کرمی یا لومبریکال Lumbrical muscles چهار عضله هستند که از تاندون های خم کننده یا فلکسور عمقی انگشتان منشاء میگیرند و به تاندون اکستانسور یا باز کننده انگشت متصل میشوند. وظیفه آنها راست کردن انگشت در مفاصل اینترفالانژیال است.
عضلات هیپوتنار
عضلات هیپوتنار عبارتند از
کفی کوتاه Palmaris brevis که درست زیر پوست ناحیه هیپوتنار قرار داشته و پوست را چین میدهد
دور کننده انگشت کوچک Abductor digiti minimi که با انقباض آن انگشت کوچک از انگشت چهارم دور میشود
خم کننده انگشت کوچک Flexor digiti minimi که با انقباض آن انگشت کوچک از مفصل متاکارپوفالانژیال خم میشود
مقابل کننده انگشت کوچک Opponens digiti minimi موجب میشود انگشت کوچک به شست نزدیک شود


عضلات تنار
عضلات تنار عبارتند از
دور کننده کوتاه شست Abductor pollicis brevis زیر پوست ناحیه تنار قرار داشته و وظیفه آن اینست که شست را به کف دست عمود میکند
نزدیک کننده شست Adductor pollicis شست را به کف دست نزدیک میکند
خم کننده کوتاه شست Flexor pollicis brevis شست را از محل مفصل متاکارپوفالانژیال خم میکند
مقابل کننده شست Opppnens pollicis شست را بلند کرده و در مقابل انگشت کوچک قرار میدهد


در شکل بالا عضلات کرمی یا لومبریکال دیده میشوند که از تاندون های فلکسور عمقی انگشتان منشاء گرفته و به تاندون های اکستانسور میچسبند.

آناتومی دست. تاندون ها
شاید در هیچ جای دیگر بدن تاندون ها اینقدر ظریف و مهم نباشند که در دست هستند. مطالعه این تاندون ها قسمت مهمی از آناتومی دست است.
هر انگشت دو تاندون خم کننده یا فلکسور Flexor دارد. یکی تاندون خم کننده عمقی است که به سطح ولار استخوان بند انتهایی انگشت متصل میشود و وظیفه آن خم کردن بند انتهایی روی بند وسط یا به زبان دیگر خم کردن مفصل اینترفالانژیال دیستال است. عضله این تاندون در ناحیه ساعد قرار گرفته است.

تاندون دیگر خم کننده یا فلکسور سطحی انگشت است که به سطح ولار استخوان بند میانی انگشت متصل میشود و وظیفه آن خم کردن بند وسط روی بند پرگزیمال یا به زبان دیگر خم کردن مفصل اینترفالانژیال پرگزیمال است. عضله این تاندون نیز در ناحیه ساعد قرار گرفته است.
در سطح دورسال انگشتان دست تاندون اکستانسور یا باز کننده انگشت وجود دارد که وظیفه آن باز کردن و در حالت مستقیم نگه داشتن بندهای انگشتان است. عضلات این تاندون ها هم در ناحیه ساعد قرار دارد.
تاندون های اکستانسور یا بازکننده از پشت مچ دست و پشت متاکارپ ها عبور کرده و به انگشتان دست میرسند. هر انگشت یک تاندون اکستانسور دارد بجز شست، انگشت سبابه و گاهی انگشت کوچک که دو تاندون اکستانسور دارند.
هر تاندون اکستانسور هم به بند وسطی و هم به بند دیستال یا انتهایی انگشت متصل میشود. تاندون اکستانسور هر انگشت در سطح پشتی فالانکس پرگزیمال با بند پرگزیمال، پهن شده و تمام سطح پشتی استخوان را فرا میگیرد به همینخاطر در این ناحیه به آن کلاه اکستانسور یا Extensor hood میگویند.



تاندون های اکستانسور انگشتان در حین عبور از سطح پشتی متاکارپ ها با یکدیگر اتصالاتی برقرار میکنند که در شکل بالا دیده میشود.



تاندون های فلکسور هر انگشت در حین عبور از روی استخوان، از زیر تونل هایی از بافت محکمی مانند رباط عبور میکنند. به این تونل ها پولی Pulley میگویند. وظیفه پولی ها اینست که تاندون های فلکسور را در نزدیک استخوان و مفصل نگه داشته و مانع از دور شدن آنها از استخوان و مفصل در هنگام خم شدن یا فلکشن انگشت میشوند.
پولی های متعددی در سطح ولار یا قدامی هر اگشت وجود دارد که نامگذاری شده اند. در شکل بالا پولی های محکم به رنگ آبی و پولی های نازک تر به رنگ قرمز نشان داده شده اند.
تاندون های فلکسور یا خم کننده انگشتان در حین عبور از سطح قدامی انگشت در درون لایه ای از بافت سینوویال قرار گرفته اند که به آن تنوسینوویوم Tenosinovium میگویند. وظیفه این لایه سینوویال اینست که با ترشح مایع سینوویال موجب تسهیل حرکت تاندون در زیر پولی و بر روی استخوان میشوند.


سیستم پولی تاندون خمکننده از شش پولی حلقوی A0 تا A5 و سه پولی صلیبی C1 تا C3 ساخته شده است. پولیهای A2 و A4 از بقیه مهمترند و ترمیمشان همیشه اندیکاسیون دارد.
کار این پولیها نگه داشتن تاندون نزدیک به استخوان است تا هنگام خم شدن انگشت، تاندون مثل زه کمان از استخوان فاصله نگیرد. تنگ شدن پولی A1 شایعترین علت انگشت ماشهای است و مکانیسم آن متاپلازی غضروفی در همین پولی است.
پارگی پولی یک آسیب ورزشی شناختهشده است و بیشتر در سنگنوردی دیده میشود. گانگلیون غلاف تاندون هم معمولا بین پولی A1 و A2 تشکیل میشود.
تاندونهای بازکننده در سطح پشتی دست قرار دارند و مجموعهی آنها یک دستگاه پیچیدهی عضلانی تاندونی است. در بررسی منتشرشده در Journal of Hand and Microsurgery، تقسیمبندی آسیب تاندون بازکننده به نواحی آناتومیک کلید انتخاب درمان معرفی شده است.
تشخیص آسیب تاندون بازکننده اول بالینی است و بعد سونوگرافی و امآرآی برای تایید به کار میرود. شرح این آسیبها در مقالهی پارگی تاندون دست آمده است.
آناتومی دست. رباط ها
رباط ها نوار های بافتی محکمی هستند که در اطراف مفاصل وجود دارند دو سر آنها به استخوانهای دو طرف مفصل درست نزدیک به سطح مفصلی میچسبد و مانع از حرکت مفصل در جهات خاصی میشود.
در دو طرف هر کدام از مفاصل دست دو رباط جانبی یا لیگامان کلترال Collateral ligament وجود دارد که مانع از حرکت مفاصل در جهات جانبی میشوند. در سطح ولار یا کف دستی مفصل اینترفالانژیال پرکزیمال دست هم یک رباط قوی به نام ولار پلیت Volar plate وجود دارد که مانع از باز شدن بیش از حد مفصل میشود.

رباط های جانبی یا لیگامان های کلترال در دو طرف مفاصل قرار گرفته و مانع از حرکات بند های انگشت به طرفین میشوند.


ولار پلیت Volar plate قسمتی از کپسول مفصل بین انگشتان دست است که بسیار کلفت و محکم شده و مانع از برگشت بندهای انگشت به پشت میشود.
آناتومی دست. فاسیا و فضاهای کف دست
زیر پوست کف دست لایهای از بافت همبند محکم به نام آپونوروز کف دستی یا Palmar aponeurosis قرار دارد. این لایه مثلثیشکل از تاندون عضلهی پالماریس لونگوس در مچ شروع میشود و به سمت قاعدهی انگشتان پهن میشود و به غلاف تاندونها و پوست میچسبد.
وظیفهی این لایه محکم نگه داشتن پوست کف دست هنگام گرفتن اجسام است تا پوست روی بافتهای زیرین سر نخورد. ضخیم و کوتاه شدن همین آپونوروز است که به بیماری دوپویترن منجر میشود.
آپونوروز کف دستی صرفا یک ورقهی غیرفعال نیست. در بررسی بافتشناسی منتشرشده در Clinical Anatomy روی 16 اندام فوقانی و 7 بیمار مبتلا به دوپویترن نشان داده شد که این لایه شبکهی عصبی خودش را دارد و در بافت مبتلا به دوپویترن تراکم پایانههای عصبی آزاد از 22 به 38 عدد در هر سانتیمتر مربع بالا میرود.
همین یافته نشان میدهد ساختارهای عصبی در تشدید فیبروز بیماری دوپویترن دخیلاند و این لایه نقش اصلی در حس عمقی دست دارد. نتیجهی عملی آن برای جراح روشن است، چون باید حین عمل از آسیب زدن به آپونوروز کف دستی پرهیز کند.
فاسیای کف دست، فضای زیر خود را به چند حفرهی بسته تقسیم میکند. مهمترین آنها فضای تنار Thenar space در سمت شست و فضای میدپالمار Midpalmar space در سمت انگشت کوچک است و یک تیغهی بافتی این دو را از هم جدا میکند.
اهمیت بالینی این تقسیمبندی در عفونتهاست. چرک واردشده به هر فضا در همان فضا محبوس میماند و بهجای پخش شدن، فشار داخلی ایجاد میکند.
آناتومی منحصربهفرد دست با فضاهای بسته و محصور متعددش، ملاحظات ویژهای در درمان عفونت لازم دارد. طبق بررسی عفونتهای دست در Clinics in Plastic Surgery، عفونت این فضاهای عمقی ممکن است حتی با وجود یک دورهی درست درمان آنتیبیوتیکی هم به تخلیهی جراحی نیاز پیدا کند.
عفونت دست در صورت درمان نشدن یا درمان نادرست میتواند به ناتوانی دائمی منجر شود. شرح کامل این عفونتها در مقالهی عفونت فضای تنار و مقالهی عفونت غلاف تاندون دست آمده است.
هر چیزی که شبیه عفونت دست به نظر میرسد عفونت نیست. بیماریهایی مثل نقرس و شبهنقرس هم میتوانند خودشان را شبیه عفونت دست نشان بدهند و در این حالت تشخیص افتراقی با آرتروز و روماتیسم دست اهمیت پیدا میکند.
آناتومی دست. عروق
مطالعه آناتومی دست بدون بررسی رگ های آن کامل نیست.
مهم ترین رگ های دست، رگ ها یا عروق رادیال و اولنار هستند. شریان رادیال در طرفی از دست قرار گرفته است که استخوان رادیوس قرار دارد و شریان اولنار هم در طرف استخوان اولنا است.
شریان های رادیال و اولنار در کف دست در دو ناحیه به هم متصل میشوند و دو لوپ یا حلقه شریانی را تشکیل میدهند. یک حلقه سطحی و یک حلقه عمقی است.


از این حلقه شریانی عروقی منشاء میگیرند که در بین متاکارپ ها سیر میکنند و با رسیدن به بند پرگزیمال انگشت، هر کدام به دو شاخه تبدیل میشوند که در طرفین انگشتان مجاور تا انتهای انگشت طی طریق میکنند. به این شریان ها، شریان های انگشتی یا دیجیتال Digital artery میگویند.

در شکل بالا قوس ها یا لوپ های شریانی سطحی و عمقی دیده میشوند. در دست همراه هر شریان ورید همنام آن هم وجود دارد.
الگوی قوسهای شریانی کف دست به اندازهای که کتابها میگویند ثابت نیست. در یک مطالعهی تشریحی روی 55 دست از 28 جسد، شامل 18 مرد و 10 زن، هیچکدام از دستها دقیقا با تعریف کلاسیک قوس سطحی کف دستی در کتابهای مرجع نمیخواند و شایعترین الگو، قوس کامل بود.
این تنوع آناتومیک اهمیت عملی دارد. در بعضی افراد قوس کف دستی کامل نیست و در این حالت بسته شدن شریان اولنار میتواند به کمخونی شدید بافت دست منجر شود.
آناتومی دست. اعصاب
در این قسمت از بررسی آناتومی دست اعصاب آن را مطالعه میکنیم.
سه عصب مهم اندام فوقانی بعد از عبور از مچ به دست میرسند. این سه عصب عبارتند از
عصب مدیان یک عصب مختلط حسی و حرکتی است و نامش از موقعیت میانیاش در انتهای شبکهی بازویی و در ساعد گرفته شده است. کارکردهایش چرخاندن ساعد به داخل، خم کردن شست و انگشت اشاره و انگشت میانی و مچ، جلو آوردن و مقابلهی شست، و حس سطح کفدستی سه انگشت اول است.
الگوی عصبدهی مدیان و اولنار در دست ثابت نیست. طبق بررسی آناتومیک عصب مدیان در Hand Surgery and Rehabilitation، در بخشی از افراد شاخههای ارتباطی بین این دو عصب وجود دارد، پس الگوی بیحسی بعد از آسیب یک عصب همیشه دقیقا مطابق کتاب نیست.
عصب مدیان در مسیرش از چند گذرگاه تنگ عبور میکند و در همانها ممکن است تحت فشار قرار بگیرد. مهمترین این گذرگاهها تونل کارپ و عضلهی پروناتور ترس است.
عصب رادیال Radial nerve
این عصب در سمت استخوان رادیوس یا زند زبرین است و موجب حس نیمه پرگزیمال سطح پشتی انگشتان شست، انگشت اشاره و انگشت وسطی و همچنین قسمتی از سطح پشتی دست که در مجاورت این انگشتان قرار دارد میشود.
اعصاب حسی این عصب در پشت دست به شاخه های کوچکتری تقسیم میشوند که در طرفین انگشت از قاعده آن به طرف انتها حرکت میکنند. کارکرد این عصب در دست حسی است و موجب فعالیت عضلات نمیشود.

عصب مدیان Median nerve
این عصب از داخل کانال مچ دست عبور کرده و به کف دست میرود سپس در آنجا به شاخه های حرکتی و حسی تقسیم میشود.
شاخه های حرکتی عصب مدیان به طرف عضلات تنار و لومبریکال رفته و عضلات اول و دوم لومبریکال و تعدادی از عضلات تنار را عصب دهی میکند. شاحه های حسی عصب مدیان هم به شاخه های متعددی تقسیم شده و به طرف انگشتان دست میروند.
از قاعده انگشت تا نوک انگشت نام عصب دیجیتال Digital nerve یا عصب انگشتی را به خود گرفته و موجب حس قسمت کف دستی انگشتان شست و سبابه و وسطی و نیمی از انگشت انگشتری میشود. در هر طرف سطح ولار انگشتان یک عصب دیجیتال عبور میکند.

عصب اولنار Ulnar nerve
این عصب از سطح ولار مچ دست و از روی رباط عرضی کف دست عبور میکند. عصب اولنار در سطح ولار مچ دست از داخل کانالی به نام گویان Guyon canal عبور کرده و سپس به شاخه های حسی و حرکتی تقسیم میشود.
شاخه های حرکتی آن به تمام عضلات هیپوتنار، تعدادی از عضلات تنار، تمامی عضلات بین استخوانی و عضلات لومبریکال 3 و 4 میروند. پس میبینیم که عمده عضلات دست به توسط عصب اولنار عصب دهی میشود.
در دست عصی مدیان بیشتر کارکرد حسی داشته و عصب اولنار کارکرد حرکتی دارد. شاخه های حسی عصب اولنار سطح ولار انگشت کوچک و نیمه داخلی انگشت انگشتری و قسمتی از کف دست که در مجاورت این انگشتان قرار دارد را حس میدهد.




آناتومی دست. ناخن
ناخن یک صفحهی شاخی سخت از جنس کراتین است که روی سطح پشتی بند انتهایی هر انگشت قرار میگیرد. کار آن محافظت از نوک انگشت در برابر ضربه است و در گرفتن اجسام ریز هم نقش دارد.
مجموعهی ناخن از صفحهی ناخن، بافت نرم اطراف و شبکهی عروقی و عصبی آنها تشکیل شده که همگی روی بند انتهایی انگشت قرار گرفتهاند. صفحهی ناخن Nail plate همان قسمت سخت و قابلدیدن است و بستر ناخن Nail bed بافت زیر آن است که رنگ صورتی ناخن از عروق همین بستر میآید.
ماتریکس Matrix بخش زایای ناخن است که در انتهای پروگزیمال و زیر چین پوستی قرار دارد. لونولا Lunula همان بخش انتهایی ماتریکس است که به شکل هلال سفید در بعضی انگشتان دیده میشود، نه در همهی آنها.
اپونیشیوم Eponychium یا کوتیکول از چین پروگزیمال ناخن میآید و به سطح بالایی صفحهی ناخن میچسبد. هیپونیشیوم Hyponychium هم ناحیهی زیر لبهی آزاد ناخن است. بافت نرم دور ناخن و چینهای ناخن هر دو عصبدهی دارند.
صفحهی ناخن یک ساختار شاخی لایهلایه است. طبق بررسی آناتومیک ناخن در Clinics in Dermatology، حدود 15 تا 25 درصد صفحهی ناخن روی ماتریکس و 75 تا 85 درصد آن روی بستر ناخن قرار میگیرد.
شناخت آناتومی جراحی ناخن برای هرکسی که عمل تشخیصی یا درمانی روی ناخن انجام میدهد مهم است. با همین شناخت میتوان عمل مناسب را انتخاب کرد و به بیمار توضیح دقیق داد، و به همین دلیل در آسیبهای ناخن دست ترمیم دقیق ساختار زیر ناخن اهمیت دارد.
چینهای پوستی اطراف ناخن اولین سد دفاعی در برابر ورود میکروب به زیر ناخن هستند. شکسته شدن این سد، معمولا بر اثر جویدن ناخن یا مانیکور، عامل اصلی پارونیشیا یا عفونت گوشه ناخن است.
رادیوگرافی دست
رادیوگرافی ساده یکی از مهم ترین راه های تصویربرداری است که با استفاده از آن پزشک معالج وضعیت استخوان های دست را بررسی میکند. اولین تصویر رادیوگرافی از بدن انسان را ویلهلم رونتگن Wilhelm Röntgen در قرن نوزدهم از دست همسرش گرفت که در زیر آن را میبینید.

نماهای استاندارد کف دست شامل رخ، نیمرخ و مایل هستند. البته برای انگشتان دست ممکن است از نماهای با بزرگنمایی بیشتر استفاده شود. در تصاویر زیر رادیوگرافی های رخ، نیمرخ و مایل دست نشان داده شده اند.



سوالات متداول
منابع:
- Hand fasciae innervation: The palmar aponeurosis – Clinical Anatomy
- Hand Infections – Clinics in Plastic Surgery
- Nail anatomy – Clinics in Dermatology
- Anatomy of the median nerve and its clinical applications – Hand Surgery and Rehabilitation
- International norms for adult handgrip strength – Journal of Sport and Health Science
- Flexor tendon pulley system: anatomy, pathology, treatment – Chirurgie de la Main
- Newer insights in the anatomy of superficial palmar arch – Surgical and Radiologic Anatomy
- Traumatic Extensor Tendon Injuries to the Hand: Clinical Anatomy, Biomechanics, and Surgical Procedure Review – Journal of Hand and Microsurgery
- Functional evaluation of early tendon transfer for thumb opposition in median nerve palsy – Journal of Clinical Orthopaedics and Trauma
نویسنده: دکتر مهرداد منصوری، متخصص ارتوپدی، جراح استخوان و مفاصل
مطالب این مقاله صرفا جنبهی اطلاعرسانی دارد و جایگزین معاینه، تشخیص و توصیهی پزشک معالج نیست.




دیدگاهها