لغت نامه ارتوپدی - الف

ابتوراتور نام یک حلقه استخوانی است که در جلوی لگن خاصره قرار دارد. در بالا و پایین حلقه ابتوراتور راموس یا شاخه های استخوان پوبیس قرار دارد. ابتوراتور نام عصبی است که از داخل لگن عبور کرده و به عضلات ادکتور یا نزدیک کننده ران میرود. ابتوراتور نام شریانی است که از شریان ایلیاک داخلی منشعب شده و در داخل لگن سیر میکند.

ابداکشن به معنای دور شدن یک اندام از محور وسط بدن یا دور شدن قسمتی از اندام از محور طولی کل اندام است. وقتی سر پا ایستاده ایم و دست هایمان در دو طرف بدن آویزان است اگر در این حال دست را از تنه دور کنیم بطوریکه به جلو یا به عقب منحرف نشده باشد حرکت ابداکشن را در مفصل شانه انجام داده ایم. وقتی سر پا ایستاده ایم و دو دست را از طرفین به بالا میبریم بطوریکه تنه و دست های ما شکل یک صلیب را به خود میگیرند حرکت ابداکشن را در مفاصل شانه هایمان انجام داده ایم. وقتی سر پا می ایستیم و یک پای خود را از کنار از بدن دور میکنیم و یا وقتی سر پا می ایستیم و دو پا را به اندازه عرض شانه از هم دور میکنیم در واقع حرکت ابداکشن را برای مفاصل ران انجام داده ایم. وقتی تمام انگشتان دست را بصورت بادبزن از هم دور میکنیم در واقع حرکت ابداکشن را برای انگشتان انجام داده ایم.  در این حالات میگوییم اندام را ابداکت Abduct کرده ایم.

ابدکتور نام عضله یا عضلاتی است که یک اندام یا قسمتی از آن را از خط محوری بدن دور میکند. بطور مثال ابدکتور های ران به عضلاتی میگویند که در ناحیه باسن آن قرار داشته و با انقباض خود موجب دور شدن ران ها از هم میشوند. یا ابدکتور شست عضله ای ایست که آن را از کف دست دور میکند.

اپی فیز قسمتی از استخوان است که بین سطح مفصلی و صفحه رشد قرار دارد. در هر انتهای استخوان های بلند یک صفحه رشد قرار دارد. بین صفحه رشد و سطح مفصل قسمتی از استخوان قرار دارد که به آن اپی فیز میگویند. اپی فیز در انتها های استخوان قرار دارد.

اپی کندیل در لغت به معنای آنطرف کندیل است. کندیل که در فارسی آنرا به لقمه هم ترجمه کرده اند به برجستگی های انتهای استخوان های بلند میگویند. در پایین ترین قسمت استخوان بازو دو برجستگی استخوان یکی در سمت داخل و دیگری در سمت بیرون وجود دارند که به آنها کندیل میگویند. روی برجستگی استخوانی سمت داخل که به آن کندیل داخلی هم میگویند یک برجستگی کوچکتر وجود دارد که به آن اپی کندیل یا زائده فوق لقمه ای میگویند. اپی کندیل داخلی آرنج در زیر پوست سمت داخل آرنج لمس شده و از پشت آن عصب اولنار عبور میکند.

اداکشن به معنای نزدیک شدن یک اندام به محور وسط بدن یا نزدیک شدن قسمتی از اندام به محور طولی کل اندام است. وقتی که دست راست خود را همراه با کل اندام فوقانی از سمت کنار بالا نگه داشته ایم و شروع به پایین آوردن دست و نزدیک کردن آن به تنه میکنیم، با نزدیک کردن دست به تنه حرکت اداکشن را در مفصل شانه انجام داده ایم. وقتی انگشت شست را به کنار کف دست نزدیک میکنیم در واقع حرکت اداکشن را انجام داده ایم. در این حال میگوئیم شست را اداکت Adduct کرده ایم.

ادکتور نام عضله یا عضلاتی است که یک اندام یا قسمتی از آن را به خط محوری بدن نزدیک میکند. بطور مثال ادکتور های ران به عضلاتی میگویند که در سمت داخلی آن قرار داشته و با انقباض خود موجب نزدیک شدن هر دو ران به هم میشوند. یا ادکتور شست عضله ای ایست که آن را به کف دست نزدیک میکند.

ارتوز به وسیله ای میگویند که برای حمایت از یک عضو و یا تصحیح تغییر شکلی که در عضو وجود دارد بکار میرود. توضیح بیشتر

ارتولانی نام یک آزمایش و تست بالینی ارتوپدی است که پزشک از آن برای معاینه کودک مبتلا به دررفتگی مادرزادی مفصل ران استفاده میکند. اساس تست ارتولانی سعی پزشک در جابجا کردن مفصل ران است.  با انجام تست ارتولانی پزشک با انجام مانوری سعی میکند مفصل ران دررفته را جااندازی کند و این جاافتادن را احساس میکند.  جاافتادن سر استخوان ران به درون حفره استابولوم با انجام تست ارتولانی نشانه ناپایداری مفصل ران است.

ازگود اشلاتر بیماری است که مشخصه آن یک برجستگی استخوانی دردناک در جلوی بالاترین قسمت استخوان تیبیا یا درشت نی است.  توضیح بیشتر

اسپاسم به معنای انقباض ناگهانی و غیر ارادی یک عضله است.  توضیح بیشتر

اسپرینگل نام بیماری مادرزادی است که به آن دفرمیتی یا تغییر شکل اسپرینگل هم میگویند. در این بیماری استخوان کتف قدری بالاتر از محل طبیعی خود قرار میگیرد.  توضیح بیشتر

اسپلینت یا آتل یک وسیله است که برای حمایت از یک عضو و یا برای بیحرکت کردن یک مفصل بکار میرود. توضیح بیشتر

اسپوندیلولیز یک نوع شکستگی استرسی در ستون مهره است.  توضیح بیشتر

اسپوندیلولیستزی به معنای سر خوردن یک مهره به سمت جلو روی مهره پایینی است.  توضیح بیشتر

اسپوندیلیت انکیلوزان نوعی بیماری روماتیسمی سیستم اسکلتی است. توضیح بیشتر

اسپینا بیفیدا یا مهره شکاف دار نوعی ناهنجاری مادرزادی ستون مهره است. توضیح بیشتر

استابولوم قسمتی از استخوان لگن خاصره و به شکل یک کاسه است. حفره استابولوم سر استخوان ران را در درون خود جای داده و این دو با هم مفصل ران را تشکیل میدهند. حفره استابولوم دو اهمیت عمده دارد. یکی در روند ایجاد آرتروز مفصل ران که این حفره دچار ساییدگی میشود و دیگر در شکستگی های استابولوم. سطح داخلی حفره استابولوم از غضروف مفصلی پوشیده شده است.

استامپ انتهایی ترین قسمت یک اندام قطع شده است. وقتی قسمتی از یک اندام قطع میشود، قسمت باقیمانده آن که بعد از نزدیک ترین مفصل قرار گرفته است را استامپ میگویند. مثلا وقتی ساق از وسط قطع میشود قسمت باقیمانده آن از مفصل زانو به پایین را استامپ مینامند. برای اتصال استامپ به اندام مصنوعی آنرا در یک حفره یا فرورفتگی در اندام مصنوعی به نام ساکت Socket قرار میدهند.

استخوان اسفنجی یا استخوان ترابکولار یا استخوان کنسلوس به دسته ای از استخوان ها میگویند که تراکم کمی داشته و دارای خلل و فرج فراوان است. در درون این دسته از استخوان ها مانند اسفنج حفرات ریز فراوانی وجود دارد. استخوان های اطراف مفاصل از جنس استخوان اسفنجی هستند. طرف مقابل استخوان اسفنجی استخوان کورتیکال است که محکم و پر و بدون حفره است. قسمت دیافیز یا وسط استخوان های بدن (مثل وسط استخوان ران) از جنس استخوان کورتیکال است.

استخوان مرمری نام یک بیماری ژنتیکی است که در آن سلول های استئوکلاست که مسئول جذب استخوان هستند خوب کار نمیکنند.  توضیح بیشتر

استرنوکلاویکولار نام مفصلی در ناحیه شانه و سینه است. مفصل استرنوکلاویکولار از کنار هم قرار گرفتن استخوان استرنوم یا جناغ و استخوان کلاویکل یا ترقوه تشکیل شده است. اهمیت مفصل استرنوکلاویکولار بیشتر در دررفتگی آن و در ایجاد آرتروز و ساییدگی در آن است.

استرنوم نام استخوانی در جلوی قفسه سینه است که به آن استخوان جناغ هم میگویند. دنده ها بالایی قفسه سینه در قسمت جلو به استرنوم متصل میشوند. استخوان های ترقوه هم از دو طرف با سطح بالایی استرنوم مفصل میشوند.

استئوآرتریت نام دیگر آرتروز یا ساییدگی مفصل است.  توضیح بیشتر

استئوبلاست دسته ای از سلول های استخوانی هستند که وظیفه آنها ساختن استخوان است. سلول های استئوبلاست در طول حیات هر استخوان مرتبا استخوان جدید میسازند و سلول های دیگری به نام استئوکلاست هم مرتبا قسمت هایی از استخوان را جذب میکنند. پس استخوان دائما در حال نو شدن است.

استئوتومی به معنای شکسته شدن استخوان به توسط پزشک است. توضیح بیشتر

استئوپتروز نام یک بیماری ژنتیکی است که در آن سلول های استئوکلاست که مسئول جذب استخوان هستند خوب کار نمیکنند. توضیح بیشتر

استئوپروز یا پوکی استخوان بیماری است که در آن ماده تشکیل دهنده استخوان کاهش میابد و یا به سخن دیگر تراکم آن کم میشود. توضیح بیشتر

استئوژنز ایمپرفکتا یا استخوان سازی ناقص بیماری ژنتیکی و مادرزادی است که در آن استخوان بسیار ترد و شکننده میشود.  توضیح بیشتر

استئوئید استئوما نوعی تومور خوش خیم استخوان است. توضیح بیشتر

استئوفیت به استخوان اضافی میگویند که در بیماران مبتلا به آرتروز در لبه مفصل ایجاد میشود. ایجاد استئوفیت در لبه استخوانی مفصل میتواند محدودیت حرکتی ناشی از آرتروز یا ساییدگی را بیشتر کند. در تصویر سمت راست این صفحه برجستگی های متعددی که در لبه مفصل ایجاد شده اند استئوفیت هستند. گاهی اوقات استئوفیت ها شکسته شده و موجب درد و تورم مفصل میشوند.

استئوکلاست نام دسته ای از سلول های استخوانی است که وظیفه جذب استخوان را دارند. استئوکلاست ها سلول های استخوان خواری هستند که در طول حیات استخوان مرتبا قسمتی هایی از آن را جذب میکنند. در عوض سلول های استئوبلاست استخوان جدید ساخته و در نتیجه ساختار استخوان مرتبا در حال بازسازی و تغییر و نو شدن است.

استئوکندروز نام دسته ای از بیماری های استخوانی است که قسمت اپی فیز استخوان را درگیر میکنند. استئوکندروز ها در بچه ها و نوجوانان شایعتر بوده و علت ایجاد آن معمولا قطع جریان خون استخوان است. بیماری های کین باخ در مچ دست، پرتس در لگن، سیور در پاشنه، ازگود اشلاتر در زانو و شوئرمن در ستون مهره را از دسته استئوکندروز ها میدانند. علامت مشترک استئوکندروز ها بروز درد در محل است.

استئوکندروم نام دسته ای از تومور های خوش خیم استخوانی است که موجب ساخته شدن استخوان و غضروف میشوند. توضیح بیشتر

استئوکندریت نوعی استئوکندروز است که در آن قسمتی از استخوان و غضروف درون مفصل دچار التهاب میشود. توضیح بیشتر

استئومالاسی یا نرمی استخوان به معنی کم شدن محتوای معدنی استخوان های بدن است. استئومالاسی به علت در دسترس نبودن کلسیم و فسفر برای استخوان و یا افزایش جذب این مواد از استخوان ایجاد میشود. استئومالاسی را در کودکان راشیتیسم مینامند. استئومالاسی موجب درد پراکنده در بدن، ضعف عضلانی و شکننده شدن استخوان ها میشود. شایعترین علت بروز استئومالاسی کمبود ویتامین دی است.

استئومیلیت به معنای التهاب استخوان است. توضیح بیشتر

اسفنجی یا کنسلوس نام نوعی جنس استخوان است. استخوان ممکن است کورتیکال یا کنسلوس باشد. استخوان کنسلوس را استخوان اسفنجی هم میگویند. همانطور که از نامش پیدا است استخوان کنسلوس مانند اسفنج متخلخل و دارای حفرات ریز زیادی است. جنس استخوان هایی که در ناحیه متافیز و اپی فیز استخوان های بلند( ران، درشت نی، نازک نی، بازو، زند زبرین، زند زیرین) قرار گرفته اند کنسلوس یا اسفنجی است. جنس استخوان های کوتاه مانند استخوان های مهره، استخوان های مچ دست و مچ پا هم کنسلوس یا اسفنجی است.

اسکاپولا نام استخوانی در ناحیه شانه و در پشت قفسه سینه است که به آن استخوان کتف هم میگویند. استخوان اسکاپولا به شکل یک صفحه مثلثی شکل است که از یک طرف به استخوان ترقوه متصل میشود و از طریق قسمتی از خود به نام حفره گلنویید با سر استخوان بازو مفصل شانه را تشکیل میدهد.

اسکافوئید نامی استخوانی در ناحیه مچ دست است. به آن استخوان ناوی یا استخوان ناویکولار هم میگویند. در مچ دست انسان هشت استخوان کوچک در کنار هم قرار گرفته اند که به آنها استخوانچه هم میگویند. اسکافوئید نام مهمترین آنها است که با استخوان رادیوس یا زند زبرین مفصل میشود. اهمیت استخوان اسکافوئید در شکستگی های این استخوان است که میتواند همراه با عوارض زیادی باشد.

اسکن استخوان نوعی روش تصویر برداری از استخوان است. توضیح بیشتر

اسکن رادیوایزوتوپ نوعی روش تصویر برداری از استخوان است که با استفاده از مواد رادیواکتیو انجام میشود. توضیح بیشتر

اسکن کامپیوتری نوعی اسکن استخوانی است که با تابش پرتو ایکس به بدن بیمار و سپس پردازش کامپیوتری آن تصاویر دقیقی از بدن بخصوص از استخوان ها بدست میدهد. توضیح بیشتر

اسکولیوز به معنای انحراف جانبی ستون مهره است. توضیح بیشتر

اکستانسور نام تاندون های باز کننده اندام فوقانی یا تحتانی است. یک تاندون اکستانسور تاندونی است که یک مفصل را از حالت خم یا فلکشن Flexion به حالت باز و مستقیم و کشیده یا اکستنشن Extension درمیاورد.

اکستنشن نام نوعی حرکت در اندام است که در فارسی به آن باز شدن هم میگویند. جهت های حرکت اندام ها نام های گوناگون دارند و اکستنشن یکی از این جهات است. وقتی مفصل در جهتی حرکت میکند که استخوان های دو طرف آن در یک امتداد قرار میگیرند آن حرکت را اکستنشن یا باز شدن میگویند. جهت خلاف اکستنشن، فلکشن یا خم شدن است. بطور مثال وقتی آرنج خود را خم میکنیم و در نهایت ساعد را به بازو میچسبانیم در واقع داریم آرنج را در جهت فلکشن یا خم شدن حرکت میدهیم. حال اگر دوباره شروع با باز کردن آرنج کنیم بطوریکه در نهایت ساعد و بازو در امتداد هم قرار گیرند این حرکت را اکستنشن میگویند. در مفاصل کوچک انگشتان دست و پا اکستنشن به معنای مستقیم شدن و در امتداد هم قرار گرفتن بند های انگشتان است. وقتی زانو از حالت خم شده کم کم به سمت باز شدن حرکت کرده و در نهایت ساق و ران در یک امتداد قرار میگیرند این حرکت را اکستنشن میگویند.

اکسونوتمزیس نوعی آسیب به رشته های عصبی است که در آن آکسون آسیب میبیند ولی غلاف های اطراف آن سالم میمانند.  توضیح بیشتر

اگزوستوز نوعی تومور استخوانی خوش خیم است که به نام استئوکندروم هم شناخته میشود. توضیح بیشتر

الکترومیوگرافی یا تست نوار عضلانی یا عصبی آزمایشی است که به توسط متخصصین طب فیزیکی انجام میشود و به توسط آن فعالیت اعصاب و عضلات اندام بررسی میشود. توضیح بیشتر

انکندروم نوعی تومور خوش خیم استخوان و از جنس غضروف است. توضیح بیشتر

انکیلوز یا جمود مفصلی به معنای خشکی مفصل است. در جمود مفصلی غضروف سطح مفصل از بین رفته و استخوان های تشکیل دهنده مفصل به یکدیگر جوش میخورند. نتیجه اینست که حرکات مفصل بطور کامل از بین میرود. البته ممکن است جمود مفصلی به علت سفت شدن شدید کپسول مفصلی و رباط های اطراف آن ایجاد شده باشد.

انگشت چکشی یا مالت فینگر تغییر شکلی در انگشت دست بصورت خم شدن بند انتهایی است. توضیح بیشتر

انگشت ماشه ای یا تریگر فینگر بیماری است که در آن حرکت بند انتهایی انگشت دچار اشکال میشود. توضیح بیشتر

اولکرانون یک برجستگی استخوانی در پشت آرنج است. وقتی آرنج خود را خم میکنید برجسته ترین قسمت پشت آرنج در واقع همان زائده استخوانی اولکرانون است که در زیر پوست پشت آرنج لمس میشود. برجستگی یا زائده اولکرانون بالاترین قسمت استخوان اولنا یا زند زیرین بوده و محل اتصال تاندون عضله سه سر بازو است.

اولنا که نام دیگر آن زند زیرین است یکی از دو استخوان تشکیل دهنده ساعد میباشد. در ساعد دو استخوان بلند وجود دارد که استخوان اولنا در سمت داخلی ساعد یعنی سمتی که به انگشت کوچک دست نزدیک تر است قرار گرفته. استخوان اولنا در سمت مچ دست بسیار نازک میشود ولی در سمت بالا و در قسمت آرنج بسیار بزگ و پهن است.

اولنار یعنی هر چیز منسوب به اولنا. اولنا یا زند زیرین نام یکی از دو استخوان ساعد بوده و بعضی از بافت های ساعد چون نزدیک به این استخوان هستند نام آن را بر خود میگیرند. بطور مثال عصب اولنار یا شریا یا ورید اولنار نام اعصاب و عروقی هستند که در نزدیکی استخوان اولنا در ساعد قرار گرفته اند.

اولیر نام بیماری است که در آن بیمار دچار تومورهای متعدد خوش خیم غضروفی در استخوان های بدن میشود. در بیماری اولیر یا انکندروماتوز استخوان ها تغییر شکل داده و ضعیف میشوند و به همین علت احتمال شکستگی آنها بیشتر میشود. وجود تومورهای غضروفی در نزدیکی مفاصل موجب محدودیت حرکتی در آنها میگردد. بیماری اولیر یا انکندروماتوز در سنین نوجوانی دیده شده و در پسران شایعتر است.

اهلرز دانلس نام بیماری ژنتیکی است که مشخصه مهم آن قابلیت انعطاف بسیار زیاد مفاصل بدن و شلی مفصلی است. پوست مبتلایان به اهلرز دانلس قابلیت کشسانی زیاد داشته و بسیار شل و الاستیک است. عروق خونی این بیماران ضعیف بوده و به راحتی آسیب میبیند. انگشت دست فرد مبتلا به اهلرز دانلس بسیار منعطف است. مشکل اصلی در بیماری اهلرز دانلس اشکال در ساخته شدن پروتئینی به نام کلاژن است که در ساختمان استخوان، پوست و بسیاری بافت های دیگر بدن وجود دارد. بیماری اهلرز دانلس میتواند زمینه خانوادگی داشته و موروثی باشد.

ایدیوپاتیک یک صفت و به معنای “با علت ناشناخته” است و منظور از آن اینست که علت بوجود آمدن بیماری خاصی ناشناخته است. کلمه ایدیوپاتیک بیشتر در پزشکی بکاربرده میشود و منظور از آن اینست که علت بوجود آمدن بیماری خاصی ناشناخته است. بیماری ها به علل متفاوتی بوجود میایند. گاهی اوقات میتوان علت ریشه ای ایجاد یک بیماری را مشخص کرد ولی گاهی اوقات نمیتوان علت ایجاد یک بیماری را مشخص کرد. در این حال میگویند بیماری، ایدیوپاتیک است. بطور مثال آرتروز یا ساییدگی مفصلی میتواند به علل زیر ایجاد شود

آرتروز بدنبال شکستگی داخل مفصلی
آرتروز به دنبال آسیب غضروف مفصلی
آرتروز بدنبال آسیب رباط های اطراف مفصل
آرتروز ایدیوپاتیک

ایسکمی به معنی کاهش جریان خون یک اندام است. خون به توسط شریان ها به اعضاء مختلف بدن میرسد. به هر علتی که شریان دچار مشکل شده و نتواند به اندازه کافی خونب ه اندام برساند موجب بروز ایسکمی یا کم خونی موضعی در آن اندام میشود. ایسکمی اندام میتواند موجب اختلال در حس و حرکت اندام شود. اندام دچار ایسکمی سرد و رنگ پریده میشود و در صورت ادامه یافتن ایسکمی در یک اندام آن قسمت ممکن است سیاه شده و دچار نکروز شده و بمیرد.

ایسکمی ولکمن نام وضعیتی است که در آن به علت انسداد عروق اندام عضلات دچار کم خونی میشوند. ایسکمی به معنی کم خونی است و ریچارد ولکمن نام پزشک آلمانی است که اولین با این وضعیت را توضیح داده است. در شکستگی استخوان ها و یا بدنبال سندروم کمپارتمان ممکن است بر روی رگ های خونی اندام فشار وارد شده و مسیر این عروق بطور ناقص بسته شوند. در این حال خون کافی اندام نمیرسد. عضلات اندام دچار کم خونی شده و تغییر شکل میدهند و نتیجه آن تغییر شکلی در اندام است که به آن کنتراکچر ولکمن میگویند. پس ایسکمی ولکمن منتج به کنتراکچر یا تغییر شکل ولکمن میشود.

ایسکیوم نام قسمتی از استخوان لگن خاصره است. لگن خاصره از دو استخوان پهن و بزرگ که به آنها استخوان های بی نام میگویند تشکیل شده است. دو استخوان بی نام در دو طرف لگن خاصره قرار گرفته و قرینه یکدیگرند. هر کدام از این استخوان های بی نام از اتصال سه استخوان دیگر درست شده اند.این سه استخوان ایلیوم و ایسکیوم و پوبیس هستند. استخوان ایسکیوم در قسمت پایین استخوان بی نام قرار گرفته است. قسمتی از استخوان ایسکیوم که به آن توبروزیته یا برجستگی استخوان ایسکیوم میگویند همان جایی است که در موقع نشستن بر روی زمین با آن در تماس قرار میگیرند.

ایلیوم نام قسمتی از استخوان لگن خاصره است. لگن خاصره از دو استخوان پهن و بزرگ که به آنها استخوان های بی نام میگویند تشکیل شده است. دو استخوان بی نام در دو طرف لگن خاصره قرار گرفته و قرینه یکدیگرند. هر کدام از این استخوان های بی نام از اتصال سه استخوان دیگر درست شده اند. این سه استخوان ایلیوم و ایسکیوم و پوبیس هستند. استخوان ایلیوم در قسمت بالایی استخوان بی نام قرار گرفته است. استخوان ایلیوم به شکل یک صفحه پهن است به طوی که بالاترین قسمت آن را بال ایلیوم مینامند. بالاترین قسمت استخوان ایلیوم در دو طرف لگن زیر پوست لمس میشوند. کمربند شلوار درست بالای این برجسته ها بسته میشود تا پایین نیاید.

ایمپلنت جسم مصنوعی است که درون بدن کاشته میشود تا در انجام کاری به آن کمک کند. یک وسیله پزشکی است که به منظور جایگزینی قسمتی از بدن که وجود ندارد حمایت از یک قسمت آسیب دیده کمک به بهبود عملکرد یک بافت یا عضو استفاده میشود. ایمپلنت از کلمه پلنت به معنی کاشتن گرفته شده است و منظور اینست که یک جسم خارجی در بدن کاشته شده است. ایمپلنت ها در ارتوپدی کاربرد وسیعی دارند. بطور مثال تمامی مفاصل مصنوعی نوعی ایمپلنت هستند. تمامی وسایل فلزی که در جراحی شکستگی ها از آنها استفاده شده و درون یا بر روی سطح استخوان گذاشته میشوند تا قطعات شکسته شده را در کنار هم نگه دارند ایمپلنت هستند. پس پیچ، پلاک، وایر، پین و میله داخل استخوانی جزو دسته ایمپلنت ها محسوب میشوند. ایمپلنت ها از موادی ساخته میشوند که بدن به آنها واکنشی نشان ندهد و آنها را دفع نکند. استیل، تیتانیوم، پلاستیک و مواد زیستی مانند هیدروکسی آپاتیت میتوانند در ساخت ایمپلنت ها بکار گرفته شوند.

اینترتروکانتریک به معنای بین تروکانتر ها است.  توضیح بیشتر

اینترفالانژیال به معنای بین فلانژ ها یا بین فالانکس ها است. استخوان هر بند انگشت را فالانکس میگویند. بند های انگشتان با هم مفصل میشوند و این مفاصل در واقع بین فالانکس ها است. مفصل بین دو فالانکس را مفصل اینترفالانژیال مینامند. هر انگشت دست (بجز شست) سه بند و دو مفصل اینترفالانژیال دارد.